|
|
|
|
به نام خداوند خوب خودم! چند وقتی است قلمم خشک شده. چند وقتی است ساکتم. چند وقتی است آرامم. چند وقتی است بی حوصله ام کلا! چند وقتی است خسته ام. – و این خیلی بد است.- چند وقتی است به کسی که دوستش دارم لبخند نزده ام. چند وقتی است در چشم های کسی نگاه نکرده ام تا بگویم ((دوستت دارم)) چند وقتی است تا ازم سوال نشود جواب نمی دهم. چند وقتی است حال و حوصله ی بحث کردن ندارم. چند وقتی است از خیره شدن در چشم های بقیه می ترسم. چند وقتی است بغض نکرده ام. بغضم نترکیده، های های زار نزده ام... چند وقتی است از فیلم های عاشقانه بدم می آید. از سریالهای آب بندی شده ی تلویزیون بدم می آید. چند وقتی است از تکرار بدم می آید. از "چند وقتی است" بدم می آید. چند وقتی است فال حافظ نگرفته ام. چند وقتی است از کتاب خواندن خسته شده ام. چند وقتی است با صدای بلند آواز نخوانده ام. چند وقتی است خودم را می گیرم! چند وقتی است این جمله را زیاد می شنوم: چت شده؟! چند وقتی است مشکوک می زنم. چند وقتی است ناگهان به جایی خیره می شوم و ... چند وقتی است دست هایم داغ نیستند! سرد شده ام... چند وقتی است نگاهم دیگر کسی را اذیت نمی کند. چند وقتی است چشمانم "حسرت" را داد می زند. چند وقتی است موسیقی! چند وقتی است محسن یگانه! چند وقتی است... چند وقتیه... نمی دونم چم شده؟! شما می دونید؟ |
|